بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٥٩ - مبحث ترتب
عاصيا بترك الأهمّ من دون ان يؤثر ذلك على صحّة ما فعله من العبادة.
و انّما المشكلة فيما اذا قلنا بالنّهي عن الضّدّ و أنّ النّهي يقتضي الفساد، او قلنا بتوقّف صحّة العبادة على الامر بها كما هو المعروف عن الشّيخ صاحب الجواهر قدّس سرّه، فانّ اعمالهم هذه كلّها باطلة و لا يستحقّون عليها ثوابا، لانّه امّا منهي عنها و النّهي يقتضي الفساد و امّا لا أمر بها و صحّتها تتوقّف على الامر.
ترجمه:
مبحث ترتّب
پس از آنكه بحث باينجا منجرّ شد اينك مىگوئيم:
در مورد بحث مشكل فقهى است كه از اختلاف سابق الذّكر ناشى شده و ما خود را ملزم مىبينيم بقدرى كه رساله حاضر اقتضاء و گنجايش دارد آنرا متعرّض شويم و آن اينستكه:
بسيارى از افراد را مىبينيم كه در انجام واجبات سستى نشان داده و آنها را ترك مىكنند و بجاى آن بافعال و اعمال مستحبّه مبادرت مىورزند يعنى در ظرف وجوب واجبات كه ضدّ مستحبّات هستند آنها را رها نموده و بسراغ مندوبات مىروند مثل اينكه مشاهده شده بسيارى از افراد بجاى اينكه دين واجب الاداء را بپردازند به زيارت مستحبّ رفته يا اقامه عزاى خامس آل عبا را مىكنند چنانچه ديده شده برخى از واجبات عباديّه را بجاى آورده در حاليكه واجبى اهمّ بر عهدهاشان مىباشد كه در نتيجه واجب بجاى آورده شده آن ترك مىگردد يا مثلا واجبى كه وقتش مضيّق است ترك كرده و خود را بانجام واجب موسّع مشغول مىكنند چنانچه بسيار ديده شده واجب معيّنى را رها نموده و بسراغ واجب مخيّر رفته و آنرا مرتكب مىشوند و امثال اينگونه وقايع و اعمال در بين عامّه مردم بسيار وجود دارد و جامع تمام آنها اينستكه فعل مهمّ عبادى را بر اهمّ مقدّم مىكنند چه آنكه مضيّق نسبت بموسّع اهمّ بوده و معيّن از مخيّر مهمّتر مىباشد همانطورى كه واجب از مندوب پراهميّتتر است و در طول اين بحث از تمام موارد مزبور به اهمّ و مهمّ تعبير كرده و قصدمان اعمّ مىباشد تا با عبارت كوتاه حكم تمام را بيان كرده باشيم.